السيد الطباطبائي

586

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

متن سخن علامه طباطبائى ( ره ) : لو بدّل رحمه الله الروح الحيوانى بالروح الانسانى انطبق على الحركة الجوهرية القائلة بكون الروح الانسانى إحدى مراتب البدن الاستكمالية كما يدل عليه قوله تعالى : « ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ » الاية و المدرك للّذة و الالم هو النفس فيتم البيان ، فالروح حدوثه كمال للبدن و هو نفسه فلا يشعر به ، و مفارقته مفارقة ما أنس به بالتعلق و التصرف فيوجب التألم . ترجم حديث : عبدالرّحمن مى گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : به چه علّت وقتى كه روح از بدن خارج مىشود ، بدن احساس درد مىكند ، اما وقتى با بدن تركيب مى يابد ، بدن احساس درد نمى كند ؟ ؟ فرمود : چون بدن بر آن روح ، نموّ كرده است . توضيح : يعنى بدن به طور سوار بر روح ، نمّو كرده است . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : سخن امام ( ع ) كه مى فرمايد « چون بدن بر آن نمّو كرده » يعنى احساس درد به جهت الفت روح با بدن است كه بدن بر آن نمّو يافته است ، نه به جهت محض خروج روح از بدن ، تا ادخال روح بر بدن نيز دردى داشته باشد . ( توضيح : احساس درد به خاطر خروج نيست تا به خاطر ورود هم دردى باشد ) . يا : مراد امام ( ع ) اين است كه : چون بدن بر روح نمّو كرده به حدّى رسيده كه دردها را احساس كند . لذا با خروج روح احساس درد مىكند . به خلاف زمان ورودش . زيرا بدن در پيش از ورود روح ، نمى توانست چيزى را درك كند چون فاقد حيات بود ، و پس از ورود روح نيز دردى نبود تا حسّ كند . و وجه سوم نيز محتمل است : چون عبدالرّحمن گمان مى كرد كه روح حقيقتاً به بدن داخل مىشود و لذا از حكمت احساس درد در خروج آن از بدن ، و عدم احساس درد از ورود آن ، پرسش كرد . زيرا ( در اين صورت ) عكس آن مناسب تر است .